ماهانماهان، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 10 روز سن داره

ღღ نازدار مامانش ღღ

خاطره....

1390/2/25 20:20
نویسنده : مامان
1,255 بازدید
اشتراک گذاری

                                                    خدمات وبلاگ نویسان جوان , قالب وبلاگ               www.bahar-20.com    

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

 Emoticonامروز رو با خاطره ای نه چندان خوشایند شروع میکنم :
سال گذشته برای کاری من و ماهان بیرون رفتیم موقع برگشت
پام به جدول گیر کرد و دوتایی
بد جوری افتادیم زمین ماهان
پرت شد خدا رحم کرد سرش به جدول نخورد منم پام بد جوری
زخمی شدهمون طور ماهان و بغل کردم و اومدم خونه
با اینکه کلی درد داشتم غذای ماهان و دادم و کلی کارای دیگه
با پای باد کرده ام انجام دادم   وقتی همسرم اومد رفتیم
بیمارستان بعد از گرفتن عکس معلوم شد که استخوان کف پام شکسته
خلاصه پام و گچ گرفتن   و اومدیم خونه ماهان میومد
دست به پام میزد و گریه میکرد .

تو این مدت خواهرم خونه ما بود وتمام کارها رو انجام میداد
همین جا از خواهرم به خاطر لطف و مهربونیش تشکر میکنم .ریز

   بعد برای کاری باید به اصفهان میرفتیم با همون پای گچ گرفته رفتیم
و خیلی
هم بهمون خوش گذشت واقعا که اصفهان شهر قشنگی است .
این اولین مسافرت سه نفری ما بود ماهان کلی ذوق میکرد
و مدام اینور و اونور میرفت .

خلاصه با این مسافرت تلخی شکستن پام به شیرینی تبدیل شد...Emoticon                ماهان روی سی و سه پل


عکس

عکس


ماهان در پارک پرندگان

عکس


عکس



اینم من با پای گچ گرفته ام


عکس


عکس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (32)

نازنین نرگس نفس مامان
24 اردیبهشت 90 15:02
اخه چقدر بد ولی اشکالی نداره مسافرت رو عشقه عکسای ماهان هم که عالی شده یه بوس خوشکل واسه مامان که مثل ماهه
مامان ابوالفضل
24 اردیبهشت 90 15:16
امیدوارم مثل این قصه ی شما همه ی تلخیها به شیرینی تبدیل شن در ضمن خیلی دلم می خواست مامان ماهان و ببینم، اما نه با پای گچ گرفته شده
مامان سید ابوالفضل
24 اردیبهشت 90 15:40
سلام عزیزم
خدا رو شکر که پایان خوشی داشت.
کوچولو رو محکم برام ببوس



عزیزم چرا آدرس برام نذاشتی
زينب عشق مامان و بابا
24 اردیبهشت 90 17:21
سلام ماهان گل خوبه؟انشاالله هميشه همه مامان و باباها سلامت باشند
(مامان علی و امید)
24 اردیبهشت 90 18:05
سلاااام خانمی .... ممنونم که به ما سر میزنین ...... خیلی ماهان کوچولو نازه ان شالله که خدا براتون حفظش کنه ..... در ضمن خیلی ناراحت شدم دیدم پاتون شکسته ..... ان شالله که زود زود خوب میشین ....
ملیحه
24 اردیبهشت 90 21:40
خدا رو شکر که به خیر گذشته و ماهان جون طوریش نشده. اما چه عکسای قشنگی داره ماهان جون. ماشاله
سودابه
24 اردیبهشت 90 22:46
سلام من اشتباهی احوالپرسی ام را در قسمت موضوع اعتراض ماهان جون نوشتم . ببخش. سلامت و شاد باشید.
سارا
24 اردیبهشت 90 23:14
سلام گلم خوبی؟ دلم برات تنگ شده بود ببخشید کمتر سر می زنم خانومی برام دعا کن بوسسسسسسسسسسس
مامان شیدا
25 اردیبهشت 90 0:28
سلام مامان مهربون که اسمتو نمیدونمعکسای ماهان جونم خیلی قشنگ در اومده .خاله فداش . . . بوسسسسسسسس
مامان رها
25 اردیبهشت 90 8:55
سلام عزیزم خدا رو شکر که بخیر گذشته ماهان نازم را ببوسسسسسسس
بابا محسن(حرفهای بابائی)
25 اردیبهشت 90 9:07
چه جالب ...یعنی چه بد ... ما هم همچین مشکلی داشتیم پارسال و خدا مهربونه مواظب فرشته ها هست . شما هم توی مسابقه انتخاب اسم نی نی وبلاگیها شرکت کردین ؟اگه اونورها تشریف بردین یک نگاهی به کد10 بیاندازین کد شما 90 هست ...
سارا
25 اردیبهشت 90 10:00
قربونت برم که اینقدر مهربونی وهمیشه به من سر می زنی
مامان حسین
25 اردیبهشت 90 11:06
سلام خانومی خدا خیلی به ماهان و خودت رحم کرده راستی خوشحالم اصفهان بهتون خوش گذشته.
نرجس
25 اردیبهشت 90 11:48
سلام وبلاگ قشنگی دارین.به من هم سر بزنین اگه با تبادل لینک موافقین من رو با اسمه شازده کوچولوهای خاله لینک کنین و بگین با چه اسمی لینکتون کنم
زیبا مادر کوثر
25 اردیبهشت 90 13:08
وای نازی. آخییییی. خداکنه همیشه شاد و سلامت باشین
محمد گیان
25 اردیبهشت 90 13:51
سلام خدا را شکر که بخیر گذشته دلم براتون تنگ شده خاله بوسسسس
مادر کوثر
25 اردیبهشت 90 14:45
من به این گل پسر خوشمل رای دادم. "ماه من" چه اسم نازی
مونا (مامان النا )
25 اردیبهشت 90 14:48
آخی دوست جون ناراحت شدم سخته با بچه باز خدا رو شکر بهتون خوش گذشته از طرف من ماهان خاله رو یه ماچ گنده کن که دلم غشششششششششش رفت
aida
25 اردیبهشت 90 17:55
خب فهمیدم ماهان چرا انقد ملوسو خشگله به مامانش رفته.....!
مامان زهرا نازنازی
25 اردیبهشت 90 22:04
سلام انشاالله دیگه از این خاطره ها براتون تکرار نشه خیلی خوشحالم که صورت زیباتون رو دیدم الهی همیشه سلامت و شاد باشید
مامان سید ابوالفضل
25 اردیبهشت 90 23:05
سلام منم دوست قدیمیت.کامنت قبلی حواسم نبود آدرسمو برات بذارم.
مامان اراد
26 اردیبهشت 90 3:03
اي بابا كم از اين پسرك ناز بگو يوقت ديدي خورده شده ها . بعد نگي تقصير كي بودا!!!!! دوست جون شما هم مواظب خودت باش
مامان مه یاس
26 اردیبهشت 90 8:45
سلام امیدوارم همیشه تلخی ها به کامتون شیرین بزنه بوس واسه ماهان نازی
رز
26 اردیبهشت 90 13:03
عزیزم امیدوارم دیگه همچین خاطره ای براتون تکرار نشه خداروشکر عاقبت خوشی داشت پاینده باشی دوست خوبم
مامان تربچه
26 اردیبهشت 90 16:45
سلام دوست جووووووون الهی بمیرم خیلی درد داشت؟ ای خاله به قربون اون راه رفتنت
مامان پارسا جون
26 اردیبهشت 90 18:00
آقا ماهانتون خیلی جیگره ماشالله خدا حفظش کنه
narjes
26 اردیبهشت 90 22:49
اين ني ني ما دختره نه پسر!


منظورتون و متوجه نشدم
مامان راشین
27 اردیبهشت 90 0:39
سلام دوباره خیلی خوشحالم که دوباره باهاتون صحبت میکنم و خوشحالم که واستون اتفاق بدی نیفتاد.یه بوس قندی از طرف راشینم واسه ماهان جونم.
مامان هوراد
27 اردیبهشت 90 16:34
سلام خوبیش به این است که به خیر گذشت شما خوب شدید ماهان جون هم سالمه من هم دیروز عصر توی پله ها خوردم زمین خدا راشکر هوراد بغلم نبود ولی الان داغونم امیدوارم همیشه با هم خوب و خوش باشید و سفر های خوب خوب بروید عکسها هم عالی بودن ممنون دوستتون دارم
مامانی شیما وحدیث
27 اردیبهشت 90 17:14
آخی مامان ماهان جون .خدا خیلی بهتون رحم کرد .صدقه که یادت نرفت بدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ولی بازخداروشکر یه سفرخوب رفتی تا این ناراحتی رو فراموش کنی . راستی پات وبازکردی ؟
مامان پرهام
27 اردیبهشت 90 17:23
سلام چه قالب قشنگی دارید. و چه پسر خوبی. زنده باشه و شاد وسلامت. به پسر منم سری بزنید. نازه!
مامان اراد
28 اردیبهشت 90 2:40
سلام ماماني ماهاني جون.خيلي خوشحالم كه ديدمت قيافتم مثل نوشته هات مهربون و شيرينه