ماهانماهان، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 8 روز سن داره

ღღ نازدار مامانش ღღ

ماجرای چسب زخم

1390/3/21 18:49
نویسنده : مامان
999 بازدید
اشتراک گذاری

عکس     


 دیروز انگشتم برید و منم روش چسب
        زخم زدم
ماهانی لالا کرده بود وقتی بیدار
        شد اومد دستم گرفت 
که منو ببره پیش
          خودش یه دفعه انگشت منو دید
همونجوری
        عقب عقب رفت حسابی از چسب زخم
ترسیده بود  

شباهنگsmileysمنم یه کم سر به سرش گذاشتم هی
انگشتمو نشونش میدادم
 فرار میکرد و
طرف من نمیومد
کلی خندیدم ......... 

         زیبا خیلی برام جالب بود که ماهانی از
چسب زخم ترسیده.......... 





عکس
دوست دارم نمکی من  


        




پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (49)

مامان نیایش
9 خرداد 90 9:31
سلام خانومی خدا بد ندهجالبه معلوم میشه ماهان کوچولو طاقت نداره دست مامانش رو زخمی ببینه راستی خانومی تو دو تا پست قبلی هم نظر گذاشته بودم نمیدونم الان چرا نبود ممنون که به نیایش سر زدی ممنون از محبتت گفته بودم لینک شدی خانومی بازم به ما سر بزن
مامان مه ياس
9 خرداد 90 11:22
سلام دوست جون واقعا خدابدنده هنوز ماجراي پاي شكستت يادمه حالا واسه دستت فكركنم بخير گذشته باشه شكر خدا البته يادت باشه پسرها عاشق ماماني هاشونن احتمالا اگه بدونه با چي دستت بريده سربه نيستش مي كنه
مامان رها
9 خرداد 90 11:24
سلام گلم الهی ......... زود خوب بشی ماهان جون دیگه نترسه
رز
9 خرداد 90 11:56
سلام عزیزم وای چه پسر دل نازکی چه خوبه که تمامی خاطراتتو درج می کنی در آینده ماهان جون کلی از خوندن این خاطرات لذت میبره شیرین عسلمو ببوس
منا مامان فینگیلی
9 خرداد 90 12:50
آخی الهی معلومه که از حالا پسر با محبتیه نازی چقدر عکسهاش را دوست داشتم
مامان دیانا
9 خرداد 90 13:36
الهی قربون این پسر ناز بشم که تحمل نداره ببینه مامانش دستشو بریده
مادر سامان
9 خرداد 90 14:25
سلام این عکسی که از ماهان جون گرفتی خیلی خطر ناکه ....... آخه دل خیلی از دختر هارو می بره (ماشااله)
سارا
9 خرداد 90 15:00
سلام خانومی خوبی؟دلم برات تنگ شده بود الهی بگردم این پسر شیرین رو بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
مامان سید ابوالفضل
9 خرداد 90 16:29
سلام احتمالاً خیلی براش سخت بود که مامانیو تو این وضع ببینه عزییییییییییییییییییییییییزم
مژگان
9 خرداد 90 16:50
ای جان چه پسر نازی
مامان تربچه
9 خرداد 90 16:54
سلام عزیز چسب زخم که خوبه مامانم میگه من برای اولیت بار که موز رو دیدم ترسیدم!!!!!!!
مامان نی نی
9 خرداد 90 17:00
از روی ماهانی محکم ببوس
سعيده مامان شازده كوچولو
9 خرداد 90 17:09
اميدوارم زخم عميقي نباشه و هرچه زودتر بهتر بشيد. معمولا بچه ها چيزهاي جديد براشون تعجب آوره و حتما اولين باره كه چسب زخم ديده
مریم
9 خرداد 90 21:19
سلام واااااااااااای چی شده مامانی ماهان جونم الهی قربونت برم چرا ترسیدی؟
مامان قندعسل
9 خرداد 90 23:34
مامانی بیشتر مراقب باشیه بوسسسسسسس واسه نکدون خاله
مامان پرهام
10 خرداد 90 0:16
سلام دو تا پست رو الان با هم خوندم. الهی عزیزم! چرا بچه رو اذیت می کنی کوچولو! یادمه خواهر من وقتی کوچیک بود از پر می ترسید خواهر دیگه ام اونو با پر می ترسوندمواظب خودتون باشید. ماهان نازن رو هم ببوس
مامان شیدا
10 خرداد 90 0:48
سلام نرگس جونم خوبی ؟خدا بد نده خانومی ماهان جونم خوبه؟مواظب خودتو انگشتاتو دست و پاتو از همه مهمتر ماهان جونم باشبوسسسسسسسسسسس
مامان علي
10 خرداد 90 0:59
سلام عزيزم وبلاگ قشنگي داريد.لينكتون كردم .دوست داشتيد لينك كنيد.
مامان روژین
10 خرداد 90 1:34
ای مامانی بدجنس . لطفاً یه موضوع دیگه ای رو برای خنده پیدا کن . بدجنس . بدجنس . بدجنننننننننننننننننس .
هاله مامان ترمه
10 خرداد 90 2:08
بچه مونو نترسون انشاا که بلا دوره
مامان فرشته
10 خرداد 90 3:37
سلام عزیز دلم خوبی ؟ الهی خالش قربونش بره که بچم اینهمه قلبش پاکه راستی عزیزم ممنونم از محبتت راجب به اون وب بوسسسسسسسسس
مامان مهرسا
10 خرداد 90 8:21
چه بامزه آخی آدم کیف میکنه این نی نی هارا سر کار میذاره همیشه اونا یه بار هم مامانا این عکسش هم خیلی نازه مخصوصا اون دل قلمبش
خاله پپو
10 خرداد 90 8:40
پس منم یادم باشه چسب زخم رو هم جزو لیست لولو ترسونک ها بنویسم!
مامان مسیح
10 خرداد 90 9:47
ماجرای با نمکی بود... الهی...از چی ترسیده کوشولوی ناز عجب شیطونای دوست داشتنی هستن این بچه ها
سارا
10 خرداد 90 11:45
سلام عزیزم خوبی؟ماهان جون چطوره؟
آرتین خان
10 خرداد 90 13:36
آخ که چه جیگری ماهان جون واقعا بچه ها دنیای خودشون رو دارن
مریم
10 خرداد 90 14:45
عزیز دل خاله چرا ترسیده ؟ بوسسسسسس برای عکس قشنگش میخورمتا جوجو!
مامان حسین
10 خرداد 90 15:15
میگم خانومی از این به بعد هر وقت خواستی بترسونیش یه چسب زخم به دستت بزن
نسرین مامان هلیا
10 خرداد 90 16:55
سلام عزیزم این پسمل مهربون و از طرف من ببوسش خوشحال میشم منو لینک کنی
سمیرا مامان سپهر
10 خرداد 90 17:30
مامان ابوالفضل
10 خرداد 90 17:50
الهی چه پسر جیگریه این ماهان ما
mamane amir ali
10 خرداد 90 18:17
salam.khoda bad nadeh.mahan manoo aziat nakoon.amir ali narahat misheha.
مامان امین حسین
10 خرداد 90 18:39
سلام ای مامان خوب بگم یا بد چرا کوچولوم رو ترسوندی بذار بزرگ بشه عوضش رو در میاره
مامان عسل
10 خرداد 90 23:30
دقیقا درسته دیدم اکثر بچه ها از چسب زخم میترسن عسل منم همینطور بود اما اگه قبلش با چسب بازی کرده بود دیگه نمیترسید این برام تجربه شده بچه ها با هر چی که بازی کنن بعدها ازش نمیترسن
سارا
11 خرداد 90 9:56
سلام گلم خوبی؟ماهان چطوره؟ بوسسسسسسسسسسس
مامان نازدونه ها
11 خرداد 90 10:06
سلام عزیزم انشالا بلاتون دوره اما خوب حربه اییه برا مواقعی که کار داری ونمیخوای ماهان جون تو دست وبالت باشه یه چسب زخم رو دستت بزن حله خدا برات نگهش داره از طرف من ببوسش
narjes
11 خرداد 90 10:44
ريخت و پاش كه چه عرض كنم!كل اتاقم رو كن فيكون كرده بود!از پسر ها بد تره!
مامان رادین
11 خرداد 90 10:52
آخی نازی. بچه ها خیلی فهمیده هستند اگه براشون توضیح بدی حتما متوجه میشن. ببوسش.
مونا مامان گلسا
11 خرداد 90 12:16
این وروجکهایی که من میبینم ترسشون ماله همون چند لحظه است
نسترن
11 خرداد 90 12:59
الهی قربونش بشم. اینقدر پسمل ما حساسه.
مونا (مامان النا )
11 خرداد 90 14:33
خاله قربون قد و بالات بشه
خاله چسب زخم که ترس نداره
بیا از النا یاد بگیر که یکی از اسباب بازیهاش چسب زخم هاشه که روش عکس عروسک داره
دوستت دارم عسل خاله


مامان عسل و آریا
11 خرداد 90 15:41
سلام گلم.مرسی عزیزم که سر زدی.از اینکه به وبلاگ عسلام سر میزنی ممنونم.عزیزم امیدوارم انگشتتون زود خوب بشه..نازی.ماهان گلم را خدا براتون حفظ کنه.بووووووس
مامان پارسا جون
11 خرداد 90 23:25
اللهی بگردم خاله جون مامانت تو دیگه همه ی اتفاقای زندگیت که واسش خاطره میشه رو برات ثبت میکنه کاش زمان ما هم نی نی وبلاگ بود خوش به حالت گلم
مادر کوثر
12 خرداد 90 1:26
آخییییییییی نازی کوشولو. دختر منم از پشه و پروانه و زنبور میترسه
ملی(مامانه نقطه )
12 خرداد 90 16:50
عزیزززززززززززززززززم عاشقه عکسه قشنگشم قوربونش برم با اون دنیای قشنگش که یه چسب زخم واسش ترسناکه
خاله ریحانه
13 خرداد 90 12:44
ای جوونم ماهانی جونم چرا ترسیدی آخه ای مامانی اینقدر این بچه رو نترسون
مامان فرزانه
15 خرداد 90 16:53
سلام عزیزم چه جالب دقیقا نیایش هم یه همچین عکس العملی از خودش نشون داد مجبور شدم چسب زخم و بکنم تا آروم بشه چه عکس نازی داره
shima
3 تیر 90 21:15
عزیزم چقدر این کوچولو ناناسه چقدر شیرین که از چسب زخم میترسه


خیلی لطف داری گلم
مامان پارسا
10 تیر 90 18:49
چه پسمل خوشملی داری مامانی


مرسی