بدون عنوان
سلام
این وبلاگو ۱۲/۱۱/۸۹ برای ماهان نازم مینویسم تا وقتی بزرگ شد بخونه و احساسات منو درک کنه.
ماهان جونو خدا تو مشهد به ما داد .وقتی اونو برای اولین بار توی اتاق عمل دیدم خدارو به خاطر دادن همچین نعمت زیبایی شکر کردم.![]()
امروز که اینو مینویسم پسر نازم ۲سال و۲ ماهشه،وخیلی شیطون و بامزه س.![]()
تازه چند کلمه ای هم حرف میزنه ،به باباش میگه باباجی،به من میگه مامانی ما،خاله ش ماهانو خیلی دوست داره بهش میگه از دست تو ماهانم یاد گرفته و بهش میگه خدایی خاله ش خیلی زحمت کشیده از وقتی به دنیا اومده تا الان .![]()
با اینکه خیلی شیطونه ولی ما عاشق تمام شیطونی هاشیم.![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
